فقر فرهنگی مهم‌ترین خطر تهدید کننده سلامت

فقر فرهنگی مهم‌ترین خطر تهدید کننده سلامت

سید حسن موسوی‌چلک، جامعه‌شناس
اگر بخواهیم «درباره عوامل اجتماعی موثر بر سلامت» حرف بزنیم باید ببینیم چه چیزی سلامتی مردم جامعه را تهدید می‌کند. البته قبل از این‌که من بخواهم در چنین فرصتی این کار را انجام بدهم بسیاری از کارشناسان و محققان به این امر پرداخته‌اند و حالا می‌دانیم که بیش‌تر از ۷۰ درصد آن‌چه باعث به خطر افتادن سلامتی مردم می‌شود عامل اجتماعی دارد. وقتی می‌گوییم اجتماعی داریم یک بسته حاوی مسایل فرهنگی، اقتصادی و… را در کنار هم قرار می‌دهیم. به نظر می‌رسد در برابر چنین تهدیدهایی ما دو راه‌حل پیش‌ رو داریم. یکی این‌که تا می‌توانیم سیستم درمانی کشور را تقویت کنیم و به افراد خدمات درمانی سر تا پا رایگان ارایه کنیم که هرکس کوچک‌ترین مشکلی داشت به‌سرعت تحت درمان قرار بگیرد و دوم این‌که آن عوامل اجتماعی را تحت کنترل و مدیریت دربیاوریم. اگر راه اول را انتخاب کنیم می‌توان گفت که حداقل موضوع یک متولی مشخص دارد اما آیا هیچ مملکت و نظام اقتصادی از پس هزینه‌های چنین کاری بر می‌آید؟ آیا این کار به معنی گشودن چاهی ویل برای ریختن پول‌هایی که می‌تواند برای امور موثرتر هزینه شوند،‌ نیست؟ پس سال‌هاست که می‌بینیم داشتن سیستم پیش‌گیری‌کننده که در آن تعهد مجموعه متولیان امور در یک کشور افتخاری به‌مراتب بالاتر از سیستم‌های درمانی پیشرفته محسوب می‌شود. اگرچه نمی‌توان منکر اهمیت پیشرفتگی سیستم‌های درمانی و تعداد تخت‌های مجهز بیمارستانی شد اما سال‌هاست که بی‌مشتری شدن تخت‌های بیمارستانی به‌مراتب پراهمیت‌تر از پیشرفتگی و تعداد آن‌ها شده است بنابراین باید به راه‌حل دیگری فکر کرد. راه‌حلی که با پیش‌برد درست آن، مشکلات سلامتی مردم جامعه قبل از بروز حل شوند و به معنای واقعی کلمه علاج فاجعه قبل از وقوع اتفاق بیفتد. در زمینه این راه‌حل هم می‌توان تحقیقات بی‌شماری ردیف کرد و از پروتکل‌های جهانی حرف زد که در آن‌ها گایدلاین‌های مشخصی برای دسترسی به این هدف تدوین شده است که شاید بتوان گفت ایجاد روح سلامت‌محور در کل سیستم حاکمیتی از اصلی‌ترین این را‌ه‌حل‌هاست، به این معنی که از نظر توجه به اولویت‌های سلامت تفاوتی میان وزیر بهداشت، وزیر ارتباطات و رییس فلان کارخانه وجود نداشته باشد و همه آن‌ها قبل از دست زدن به هر کاری به عواقب مرتبط با سلامت آن کار توجه داشته باشند. اما من می‌خواهم توجه شما را به بعدی از ماجرا جلب کنم که شاید حداقل در کشور ما کم‌تر درباره‌اش حرف زده شده باشد یا دست‌کم عمر توجه به آن کوتاه‌تر از بقیه مسایل باشد و آن «فقر فرهنگی» به‌عنوان یک مانع مهم در حرکت جامعه به سوی سلامت است.
به فرض این‌که وزارت بهداشت توان اقتصادی پوشش دادن تمام مردم در صورت بروز کوچک‌ترین مشکلات سلامتی را داشته باشد یا مثلا نهادهای ذی‌ربط با تمام وجود در دادن نشان استاندارد به محصولات خوراکی سخت‌گیری کنند اما آیا می‌توان در خانه هر فرد ایرانی دوربینی نصب کرد و او را ملزم به رعایت نکاتی کرد که به سلامتی‌اش کمک می‌کند؟ چه کسی بهتر از خود افراد می‌توانند از سلامتی‌شان پاسداری کنند؟ امروزه در زمانی زندگی می‌کنیم که فشارخون بالا، دیابت نوع دو و… بیش‌تر از سرطان در حال گرفتن قربانی و از بین بردن کیفیت زندگی افراد است. آیا با تولید انبوه داروهای کنترل‌کننده فشارخون یا استفاده از به‌روزترین راه‌های درمان دیابت می‌توان این روند را متوقف کرد تا زمانی که خود افراد در مورد توجه به سلامتی‌شان توجیه نشده باشند؟ قطعا جواب هر فرد عاقلی به این سوال منفی است. متاسفانه ما می‌بینیم که هنوز مردمی در نقاطی از کشور و حتی همین پایتخت وجود دارند که نسبت به نظافت شخصی‌شان و تاثیری که روی سلامتی‌شان می‌گذارد غافل هستند یا به آن‌چه می‌خورند توجه نمی‌کنند. من درباره کسانی حرف نمی‌زنم که قربانی فقر اقتصادی و نبود عدالت هستند و به همین دلیل نمی‌توانند آن‌چه را بدن‌شان نیاز دارد تامین کنند بلکه درباره آن‌هایی حرف می‌زنم که با وجود داشتن تمکن مالی باز توجهی نسبت به آن‌چه می‌خورند و بلایی که می‌تواند به سرشان بیاورد نمی‌کنند. چرا راه دور برویم همین کم‌تحرکی که گریبان مردم را گرفته و منشا بسیاری از مشکلات سلامتی است چه‌طور می‌تواند حل بشود؟ من کارشناس سلامتی نیستم اما می‌دانم فقر فرهنگی و ناآگاهی مردم جامعه می‌تواند بسیاری از رشته‌ها را در حوزه‌های مختلف پنبه کند و برنامه‌ریزی‌ها را بسیار کم‌تر از آن‌چه که باید ثمر ببخشد. ممکن است برخی بگویند مضر بودن و مفید بودن برخی امور بارها برای مردم گفته شده و آن‌ها خودشان باید نسبت به رعایت مسایل توجه نشان بدهند اما به اعتقاد من هرقدر در زمینه آگاهی‌بخشی وقت و هزینه صرف کنیم راه دوری نخواهد رفت. اگر مردم نسبت به موضوعی حساس بشوند کم‌کم خودشان دنبالش را می‌گیرند و حتی با فشار افکار عمومی مسوولان هم نسبت به رعایت برخی مسایل می‌شوند. اصلا می‌توان گفت یکی از کارهای مفیدی که وزارت بهداشت می‌تواند در راستای اقناع سایر نهادها به رعایت مسایل مربوط به سلامتی انجام دهد همین حساس کردن مردم است چرا که آن‌ها خودشان با فشاری که به مسوولان می‌آورند، می‌توانند بسیاری از امور را درست کنند. البته توسعه زیرساخت‌ها هم اهمیت دارد اما آن‌چه تعیین‌کننده است قطعا آگاهی مردم است. بنابراین معتقدم فقر فرهنگی یکی از اصلی‌ترین عوامل بیرونی موثر بر سلامت مردم است. در این زمینه رسانه‌ها می‌توانند نقش تعیین‌کننده داشته باشند. البته با تولیدات رسانه‌ای موثر نه این‌که دایم گفته شود سیگار برای سلامتی مضر است یا تحرک می‌تواند بسیاری از بیماری‌ها را از ما دور کند بلکه با تولیدات خلاقانه که واقعا تاثیرگذار باشند. البته خوشبختانه در حال حاضر می‌بینیم که وزارت بهداشت در این زمینه گام‌های خوبی برداشته است اما تا رسیدن به نقطه هدف راه زیادی باقی مانده است.