با علی داودی‌کیا کلایه، معاون اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی گیلان درباره لزوم ایجاد نظام شبکه سلامت و رفاه اجتماعی

با علی داودی‌کیا کلایه، معاون اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی گیلان درباره لزوم ایجاد نظام شبکه سلامت و رفاه اجتماعی

دومین همایش توجیهی- مشورتی معاونت اجتماعی وزارت بهداشت با دانشگاه‌های علوم پزشکی کلان‌منطقه یک کشور چندی پیش در شهر ساری برگزار شد، همایشی که در آن وجوه مختلف بحث اجتماعی‌شدن سلامت مورد بحث و بررسی قرار گرفت. دکتر علی داودی کیاکلایه، معاون اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی گیلان در گفت‌وگو با ما ضمن بحث درباره وجوه مختلف اجتماعی‌شدن سلامت، از مصداق‌ها و ضرورت‌های این موضوع سخن گفته است.

 

به‌طورکلی جریان اجتماعی‌شدن سلامت چه ارکانی می‌تواند داشته باشد؟

اجتماعی شدن سلامت حلقه مفقود نظام سلامت است. ما در این نظام ساختاری به نام شبکه بهداشت و درمان در کشور داریم. در روستاهای کشور یک «بهورز» وجود دارد که از وضعیت سلامت همه خانواده‌ها و خانه‌های روستا و بهداشت محیط و بهداشت حرفه‌ای آگاه است. اما زمانی که وضعیت شهرها را نگاه می‌کنیم، دیگر آن نظام محرک حذف می‌شود. یعنی در مراکز شهری متولی سلامت در جای خود حضور دارد و مردم نزد او می‌آیند. حداکثر اتفاقی که در مراکز جامع سلامت شهری اتفاق می‌افتد رجوع یک مادر باردار است که نیازمند مراقب‌های دوران بارداری است یا این‌که والدین فرزند خود را برای پروژه واکسیناسیون می‌آورند. عملا به دلیل دسترسی‌ای که افراد به پزشکان در سطح شهرها دارند، ما نقشی در سلامت آ‌ن‌ها نداریم و آن فضای محرک وجود ندارد. موضوع اجتماعی‌شدن سلامت که راه‌اندازی کانون‌های سلامت است، نقص مهم نظام سلامت را برطرف می‌کند. ما باید به دنبال این باشیم که یک نظام شبکه سلامت و رفاه اجتماعی ایجاد کنیم که تکمیل‌کننده نظام شبکه بهداشت و درمان کشور است. با ایجاد چنین نظامی و در ادامه فعالیت‌های شبکه‌های بهداشت و درمان، می‌توان کانون‌های سلامت را شکل داد و مشکلات مردم را برطرف کرد.

 

یکی از مباحثی که در حوزه اجتماعی‌شدن سلامت مطرح می‌شود، مساله همکاری بین‌بخشی در این زمینه است. این همکاری به چه شکلی ایجاد می‌شود؟

رویکرد ما نسبت به شرکت‌های زیرمجموعه جهاد کشاورزی، محیط زیست، اداراه‌های سازمان ورزش و جوانان و… رویکرد حمایت‌طلبی است؛ درواقع ما از همه سازمان‌ها درخواست می‌کنیم در موضوع اجتماعی شدن سلامت به ما کمک کنند تا این موضوع عملی شود. ما به‌دنبال حمایت‌طلبی هم از طرف مردم به‌عنوان خدمت‌گیران نظام سلامت و هم سازمان‌های اقماری هستیم. به‌عنوان مثال در استان گیلان محصولی به نام برنج راتون تولید می‌شود. بعد از برداشت برنج اول، برنج دوم باعنوان برنج راتون کشت می‌شود. یک محصول کاملا استراتژیک، دارای نشاسته خاص، دارای میزان پروتئین مشخص و ارگانیک. هیچ‌گاه ما چنین محصولی را برای مردم تبلیغ نکرده‌ایم. در اجتماعی‌شدن سلامت به‌دنبال این نوع از سوژه‌ها هستیم. باید به وزارت جهادکشاوری تاکید کنیم که در تامین موادغذایی جامعه، چنین محصولات ارگانیکی را نیز درنظر بگیرد و تبلیغ کند. در مثالی دیگر می‌توان بحث زباله‌ها در محیط زیست را مطرح کرد. در شمال کشور موضوع زباله‌ها یکی از حیاتی‌ترین موضوعات است. نظام شبکه سلامت می‌تواند نقشی جدی در این موضوع داشته باشد و بهداشت محیط، حوزه روستایی، محیط زیست و دپوی زباله‌ها را انجام دهد. بیش‌تر در بحث همکاری میان‌بخشی به دنبال مشارکت مردم و حمایت سازمان‌های بیرونی هستیم. سازمان‌های زیادی هستند که می‌توانند این همکاری را تحقق ببخشند، اما به‌طور اولیه ۱۰ سازمان وجود دارد که به‌صورت مستقیم با ما کار می‌کنند؛ سازمان‌هایی که فعالیت‌های آن‌ها به‌طور مستقیم با سلامت مردم ارتباط دارد.

 

جلب مشارکت مردم و برانگیختن دغدغه آن‌ها نسبت به حوزه سلامت به چه شکلی می‌تواند اتفاق بیافتد؟

راه‌اندازی کانون‌های سلامت محله یکی از راه‌کارهایی است که می‌تواند به این موضوع کمک کند. درحال حاضر در شهر رشت کانون سلامت «حمیدیان» ایجاد شده که نزدیک به ۱۲ هزار نفر را در یک محله زیر پوشش دارد. از مهم‌ترین کارکردهای این کانون‌ها ایجاد پرونده الکترونیک، راه‌اندازی پرونده ارجاع و… است. طرح پزشک خانواده شهری به‌دلیل هزینه فراوان، توجیه نبودن مردم، تشکیل ساختارهای موازی و… نتوانست در سطح کشور انجام شود. تجربه استان‌های فارس و مازندران نشان داد که راه‌اندازی پزشک خانواده شهری هم اثربخشی کم‌تر و هم هزینه بیش‌تری داشته است. درنتیجه وزارتخانه الگوی تازه‌ای را پیاده می‌کند. ما به‌دنبال این هستیم که در شهر رشت بحث پرونده الکترونیک و راه‌اندازی نظام ارجاع را با کانون‌های سلامت انجام دهیم. ضمن این‌که اعتماد دوطرفه بین مردم و متولیان سلامت شکل می‌گیرد، کانون‌های سلامت محله به محل اتصال میان مراکز جامع سلامت شهری و مردم تبدیل می‌شوند. از این طریق هم بیماری‌ها را با کمک مردم شناسایی و هم زمینه را برای ایجاد پرونده الکترونیک بیمار هموار می‌کنیم. از سوی دیگر در آینده نزدیک که بخواهیم نظام ارجاع را در قالب طرح پزشک شهری راه بیندازیم، این اطلاعات می‌تواند به ما کمک کند.

 

یکی از موضوعات مهم در بحث اجتماعی شدن سلامت حضور و فعالیت سمن‌ها یا سازمان‌های مردم‌نهاد است. چگونه می‌توان نقش سمن‌ها را تقویت و آن‌ها را به‌عنوان یکی از مولفه‌های اساسی در اجتماعی شدن سلامت معرفی کرد؟

با راه‌اندازی حوزه معاونت اجتماعی در وزارت بهداشت تقریبا سمن‌های حوزه سلامت متولی اصلی خود را پیدا کردند و حداقل می‌دانند که باید به کجا مراجعه کنند. به‌عنوان مثال درحال‌حاضر در سطح استان گیلان ۸۶ سمن شناسایی شده که فقط در حوزه سلامت فعالیت می‌کنند. ضمن این‌که ممکن است سمن‌های دیگری نیز وجود داشته باشد که تحت پوشش ما قرار نداشته باشند. این سمن‌ها در حوزه‌های متفاوتی فعالیت می‌کنند و بخشی از آن‌ها تازه درحال پیدا کردن هویت خود هستند. سمن‌ها واسطه‌‌هایی هستند که می‌توانند مشکلات را برای نظام سلامت کشور آشکار کنند.

 

برگزاری چنین همایش‌هایی چه اندازه می‌تواند در بحث اجتماعی شدن سلامت اثربخش باشد؟

همایش منطقه یک که با حضور معاونین اجتماعی، مدیران ستادی و مدیران شبکه‌های بهداشت و درمان متطقه یک برگزار شد، یکی از مناسب‌ترین بسترها برای آشنایی مدیران شبکه‌های بهداشت و درمان با بحث اجتماعی‌شدن سلامت بود. یکی از مهم‌ترین وجوه اجتماعی‌شدن در شهرستان‌ها برعهده‌ نظام شبکه‌های بهداشت و درمان است و حضور مدیران شبکه‌ها در این همایش نیز اثربخشی زیادی داشت. از طرف دیگر کارگاه‌های تخصصی با موضوعات اجتماعی، مددکاری، خیرین و… در راستای اهداف معاونت اجتماعی برگزار شد که بسیار سودمند بود.